ارویناروین، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 9 روز سن داره

می نویسم برای شیرینی زندگیم...اروین

تا یک سالگی چه انتظاری از کودکان داشته باشیم؟

تا یک سالگی چه انتظاری از کودکان داشته باشیم؟ • پس از تولد، نوزاد می تواند سینه مادر را بمکد • در دو ماهگی، می تواند دست ها و پاهای خود را به آرامی تکان دهد، برای چند دقیقه سرش را در زاویه 45 درجه نگه دارد و اشیا را برای زمان کوتاهی در دست خود نگه دارد. • در سه ماهگی، می تواند با کمک اطرافیان و حمایت آنها بنشیند البته نمی تواند سرش را خوب نگه دارد. در سال اول چه انتظاری از کودکان داشته باشیم؟ • در چهار ماهگی، می تواند به مدت ده دقیقه بنشیند و سر خود را به خوبی کنترل کند. • در پنج ماهگی، پاهای خود را به طرف دهانش می برد و انگشتان پای خود را می مکد. • در شش ماهگی، کودک می توا...
30 دی 1391

تا یک سالگی چه انتظاری از کودکان داشته باشیم؟

تا یک سالگی چه انتظاری از کودکان داشته باشیم؟   •     پس از تولد، نوزاد می تواند سینه مادر را بمکد •     در دو ماهگی، می تواند دست ها و پاهای خود را به آرامی تکان دهد، برای چند دقیقه سرش را در زاویه 45 درجه نگه دارد و اشیا را برای زمان کوتاهی در دست خود نگه دارد. •     در سه ماهگی، می تواند با کمک اطرافیان و حمایت آنها بنشیند البته نمی تواند سرش را خوب نگه دارد. در سال اول چه انتظاری از کودکان داشته باشیم؟ •     در چهار ماهگی، می تواند به مدت ده دقیقه بنشیند و سر خود را به خوبی کنترل کند. •     در پنج ماهگی، پاها...
30 دی 1391

جای خالی

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده.... اين روزها اغلب گير مي افتم بين افسردگي ها. گاهي و نه گاهي بلکه اکثراُ دلم مي خواهد بنشينم گوشه اي و کرکره ی دل و چشمم را بکشم و بدور از آن چشم ديگري جز خودت،بي دليل، که نه بي دليل بلکه به هزار دليل ناگفتني در دلم تنها بمانم.خیلی وقت است از خودم دور شده ام.تمام دغدغه ام شده مادرانگی و همسری کردن.می دانم که اینها را هم خوب انجام نمیدهم ولی هر چه هست شده تمام فکر و ذهن من.تا جایی که هیچ جایی برای خودم باقی نگذاشته ام.من دیگر نگاههای خودم را هم نمی‌شناسم. من دیگر خودم را نمی‌شناسم. شايد تقصير جاي خالي يک دوست است جاي خالي يک دوست که همراهم باشد، مدتهاست در زندگيم پيدا شده. کسی که گاهی ...
30 دی 1391

جای خالی

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده.... اين روزها اغلب گير مي افتم بين افسردگي ها. گاهي و نه گاهي بلکه اکثراُ دلم مي خواهد بنشينم گوشه اي و کرکره ی دل و چشمم را بکشم و بدور از آن چشم ديگري جز خودت،بي دليل، که نه بي دليل بلکه به هزار دليل ناگفتني در دلم تنها بمانم.خیلی وقت است از خودم دور شده ام.تمام دغدغه ام شده مادرانگی و همسری کردن.می دانم که اینها را هم خوب انجام نمیدهم ولی هر چه هست شده تمام فکر و ذهن من.تا جایی که هیچ جایی برای خودم باقی نگذاشته ام.من دیگر نگاههای خودم را هم نمی‌شناسم.  من دیگر خودم را نمی‌شناسم.  شايد تقصير جاي خالي يک دوست است  جاي خالي يک دوست که همراهم باشد، مدتهاست در زندگيم پيدا ش...
30 دی 1391

اروین و شهر خورشید

آخ جون پارک ا مروز ناهار خونه مامان بزرگ بودیم بعد ناهار رفتیم خونه عمو سیامک تا شب از اونجا بریمشهر خورشید. هوام خیلی سرد بود (زیر صفر درجه).حدودا ٩ رفتیم اونجا .این سومین بارت بود میرفتی و عشق ماشین سواری داری قربونت برم کلی حال کردی فرمون ماشین و گرفته بودی و بای بای میکردی ٣ ساعتی پشت فرمون بودی و تا برت میداشتم اعتراض میکردی جند تام عکس گرفتم که انشالله سر فرصت برات آپلود میکنم عاشقتم خوش اخلاق مامانی. ...
23 دی 1391

اروین و شهر خورشید

   آخ جون پارک    ا مروز ناهار خونه مامان بزرگ بودیم بعد ناهار رفتیم خونه عمو سیامک تا شب از اونجا بریم  شهر خورشید. هوام خیلی سرد بود (زیر صفر درجه).حدودا ٩ رفتیم اونجا .این سومین بارت بود میرفتی و عشق ماشین سواری داری قربونت برم کلی حال کردی فرمون ماشین و گرفته بودی و بای بای میکردی ٣ ساعتی پشت فرمون بودی و تا برت میداشتم اعتراض میکردی جند تام عکس گرفتم که انشالله سر فرصت برات آپلود میکنم عاشقتم خوش اخلاق مامانی.     ...
23 دی 1391